|
خیلی وقت چشام خیس نشده بود خیلی وقت بود میخواستم.......
چگونه فراموشت کنم،تورا که سالها درخیالم،سایه ات را میدیدم وطپش قلبت را حس میکردم وبه جستجوی یافتنت به درگاه پروردگارم دعا میکردم که خدایا پس کی اورا خواهم یافت چگونه فراموشت کنم،تورا که همزمان با تولدت درقلبم همه را فراموش کرده ام برایم،برایم تمامی اسمها بیگانه شده اند و همه خاطرات مرده اند دستم رابه تو میدهم،قلبم را به تو میدهم فکرم رابه تو میدهم،بازوانم را به تو میبخشم ونگاهم،از آن توست،وشانه هایم که نپرس دیگر با من غریبه اند وتمامی لحظه ها تو را میخواهند وبرای عطر نفسهایت دلتنگی میکنند....
|
About![]()
تنها صدای از توی این سیاه چال
Home
|