|
و من درپس این ثانیه ها در پس این پنچره نمیدانم به چه امید نشسته ام
شاید در انتظار بهاری هستم که گفته اند روزی خواهد امد
دوباره دلم گرفته خداجون نميدونم چرا و براي چي نشد كه برم؟ خدا جون هردفعه كه حرفي از مشهد ميزنن دلم پر ميكشه به اونجا انگار كنار كبوتراش دور گنبدش پرواز ميكنم اما وقتي به خودم ميام وميبينم كي هستم كه حتي براي امام هم اندازه اون كبوترا ارزش ندارم كاش فقط يه بار اونم اي كاش توي اين شبا اونجا بودم
من... من... من... نمیتونم فراموش کنم وقتی هم میخوام بازم یه حادثه یا یه رفتار بازم یادم میاره کی هستم کجام چیکار میکنم؟؟؟ دیگه کلمات معنایی نداره اصلا ولی شایدم معنا داره من نمیتونم بفهمم خدا کمکم کن....
|
About![]()
تنها صدای از توی این سیاه چال
Home
|