تبليغاتX
سیاه چال خودم

سیاه چال خودم

ترسم از ان است بروم او نداند

 

کوچلر سو سپ میشم(به کوچه ها اب پاشیدم)

یار گلند توز الماسن(یار اومدنی خاکی نباشه)

الگلسین الگدسین(یه جور بیاد یه جور بره) 

ارامیزدا سوز الماسین(که بینمون حرف نمونه)

+نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت11:11توسط سارا |

 

هوا گرم شده گرم تر از انچه میتوان تصورش را کرد همه به دنبال سایه ای میگردند برای تن های گر گرفته

اما..

اما..

اما...

دلها چه؟

سرد و یخ بسته مثل زمستان هر روز و شب برف میبارد و زمینش یخ بسته و اسمانش ابری و خاکستری

هر چه میگذرد درخت و جودشان بیشتر یخ میزند

و من...

دراین سرمای طاقت فرسا نمیدانم چگونه دستان نحیف خور دار گرم کنم؟؟؟؟

+نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت10:49توسط سارا | |