|
می نویسم اما... اما میترسم از انکه اون ندادند برای چه مینوسم،میترسم...میگویی : ترست بی مورد است اما در من نیستی تا بدانی از چه میترسم....اره ترسم مبهم است
کوچلر سو سپ میشم(به کوچه ها اب پاشیدم) یار گلند توز الماسن(یار اومدنی خاکی نباشه) الگلسین الگدسین(یه جور بیاد یه جور بره) ارامیزدا سوز الماسین(که بینمون حرف نمونه)
دوباره باران...
دوباره دیوانگی من...دوباره تنهایی....دوباره خیابان...خیس شدن...دوباره گریه هایی که کسی نمیبینه.... دوباره من....دوباره یادتو.... نمیتوانم زیر باران به تو فکر نکنم شاید تو بتوانی |
About![]()
تنها صدای از توی این سیاه چال
Home
|