تبليغاتX
سیاه چال خودم

سیاه چال خودم

ترسم از ان است بروم او نداند

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت12:8توسط سارا |

انتظار

+نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت9:28توسط سارا |

مینویسم...

می نویسم اما...

اما میترسم از انکه اون ندادند برای چه مینوسم،میترسم...میگویی : ترست بی مورد است

اما در من نیستی تا بدانی از چه میترسم....اره ترسم مبهم است

+نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت16:40توسط سارا |

 

کوچلر سو سپ میشم(به کوچه ها اب پاشیدم)

یار گلند توز الماسن(یار اومدنی خاکی نباشه)

الگلسین الگدسین(یه جور بیاد یه جور بره) 

ارامیزدا سوز الماسین(که بینمون حرف نمونه)

+نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت11:11توسط سارا |

شاید من...

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت10:31توسط سارا |

قلب برفی

 

دستای برفی

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت11:45توسط سارا |

من بی تو یا تو بی من؟؟؟؟؟؟؟؟

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت11:12توسط سارا |

دوباره باران...

دوباره دیوانگی من...دوباره تنهایی....دوباره خیابان...خیس شدن...دوباره گریه هایی که کسی نمیبینه....

دوباره من....دوباره یادتو....

نمیتوانم زیر باران به تو فکر نکنم شاید تو بتوانی

ببار باران

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت10:50توسط سارا | |

شیشه های بخار گرفته مینی بوس برای توست

تا دل نوشته هاتو روش بنویسی

چرا نشستی...

شروع کن....نذار همین جور بمونه

شروع کن بسم ا...

بنویس از عشق

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت10:42توسط سارا |

چشم انتظاری تا کی...

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت10:10توسط سارا |

+نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت11:16توسط سارا |

+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت15:41توسط سارا |

توی این شبا.....

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت10:18توسط سارا |